تبليغاتX
آسمان سوخته
آسمان سوخته

مادر

امروز،روز یاد آوری غم کلان زندگی من است.

بی مادری

دردی آتشین که گاهی تمام یاخته هایم را می سوزاند.

کاش میشد این سایۀ سنگین را از سرم کوتاه کنم و

وبودنش را حس کنم.

دریغ وصد درد که بدن درد کشیده اش فرسنگها دور از من

در گورستانی قدیمی انتظار قدوم مرا میکشد ومن

تنها میتوانم سوره ای از این دوردست نثار روحش 

گردانم.همین وبس.....

واین بسیار اندک است در مقابل تحمل بیقراری های

کودکیم،سرکشی های نوجوانی ام وشنیدن دردهای

زندگیم.آری این بسیار اندک است برای سپاس از

زیباترین فرشتۀ خاطرات کودکیم.

             

(تقدیم به روح بزرگ مادرم) 


چه بی صدا شکسته ای ترک ترک برای من

شب دراز غصه ها تو شمع دیر پای من

به التماس ماندنت،شکست پشت طاقتم

وگریه های نیمه شب که گشته آشنای من

نماز وسجده ورکوع،سحر سحر حضور دل

شهره ی شهر عشق شد ،فسانه ی دعای من

ولی تو رفتی ومن وغروب وازدحام درد

تو را به خویش خوانده بود،مرا به غم خدای من

خیال کودکانه ام، و بی تو غرق حسرتم

سکوت رد پای توست،که مانده در صدای من

ح.م
         


نوشته شده در 2012/5/10ساعت 3:24 توسط ح.م| |

       

امشب دلم به وسعت صحرا گرفته است

غم در سکوت حنجره ام جا گرفته است

دریا غریب ودشت غریب وچمن غریب

چشمم نم از غریبی دریا گرفته است

تا کی ؟فسانه گوی غم وعشق وزندگی

دنیای من، که رنگ تمنا گرفته است!

باروت وخون وهمهمه  والتهاب درد

اینها حقیقتی است که دنیا گرفته است

سرگشته ایم درپی آرامش وسکوت 

فصل خوشی که صاعقه از ما گرفته است

طوفان وخشم ودربه دری در دیارما

از کودکان  تبسمِ فردا گرفته است 

 یارب!شکایتم به چه کس یا کجا برم

با این غم غریب که دل را گرفته است


 22.04.2012                نروژ

نوشته شده در 2012/5/5ساعت 22:58 توسط ح.م| |

فرهنگ وتمدن

هرات به شهر علم و فرهنگ شهرت دارد، شهرت هرات به این نام بیشتر بخاطر شاعران، نویسنده گان و هنرمندانی است که از گذشته‌ها تا کنون در این شهر پرورش یافته‌اند. شهر هرات دارای چندین انجمن ادبی، هنری و فرهنگی است که در این میان انجمن ادبی هرات با سابقه‌ای طولانی از شهرت بیشتری برخوردار است.

انجمن ادبی هرات، شاعران و نویسنده گان معاصر را حمایت می‌کند و برنامه‌های آموزشی نیز برای نو شعر پرداختگان دارد. رییس این انجمن محمد مسعود رجایی استاد دانشگاه هرات است.

انجمن‌های دیگر ادبی مانند انجمن ادبی مهتاب،انجمن ناظم هروی و انجمن اخلاق و معرف نیز فعالیت گسترده‌ای در هرات دارند.

شمار زیادی از هنرمندان معاصر معروف آهنگ افغانستان نیز اهل هرات هستند که معروف‌ترین آنان عبدالوهاب مددی، امیر جان صبوری، اسد بدیع، استاد محمود خوشنواز، جلیل احمد دل آهنگ، تواب آرش، ولی، مژده جمالزاده، غزال و شکیب مصدق هستند. در این اواخر انجمن تحت نام( دسپينی ادی تولنه) که به زبان پشتو و توسط پشتو سخن گویان هرات تاسیس شد، کار های زیادی در عرصه فرهنگ افغانستان کرده است.

مردم‌شناسی

جمعیت هرات ۳۹۷۵۰۰ نفر است (تخمین سال ۲۰۰۹) تخمین ترکیب قومیتی این شهر به درستی در دسترسی نیست ولی بیشتر منابع اکثریت باشندگان این شهر را پارسی گویان می‌دانند که تقریبا همانند پارسی گویان شرق ایران می‌باشند. بر پایه تخمین سال ۲۰۰۳ انجمن جغرافیای ملی ٬ ۸۵٪ باشندگان هرات تاجیک‌ها هستند پس از آنان پشتون‌ها با ۱۰٪ ٬ هزاره‌های شیعه با ۲٪ ٬ ازبک‌ها ۲٪ و ترکمن‌ها نیز ۱٪ دیگر ساکنان هرات را تشکیل میدهند.

دین و مذهب 

تقریباً تمامی مردم ساکن در شهر باستانی هرات را مسلمانان تشکیل داده‌اند. در میان این ۴۰ ٪ را شیعیان دوازده امامی و ۵۸ ٪ را سنی‌های حنفی تشکیل می‌دهند.

سرشناسان 

آرامگاه خواجه عبدالله انصاری در شمال شهر هرات

این شهر آرامگاههای بزرگان اولیا و علما را در خود جای داده از این جمله می‌توان آرامگاه خواجه عبدالله انصاری معروف به «پیر هرات»، بزرگترین شاعر صوفی هرات، میرعبدالواحد مشهور به سلطان اغا و... را که در پایین ذکر شده‌اند نام برد. آرامگاه خواجه عبدالله انصاری در روستای گازرگاه در شمال شهر هرات است که به فرمان شاهرخ تیموری ساخته شد.

هرات در برخی منابع داخلی به خاک اولیاء الله معروف است. این سرزمین تاریخی، همواره کانون علم و فرهنگ بوده، علماء و فضلای بزرگ را در دامان خویش پرورانیده‌است. در فهرست زیر نام تعدادی از آنها که در هرات بدنیا آمده یا زیسته‌اند آمده‌است.

خواجه عبدالله انصاری مشهور به پیر هرات، عارف و شاعر سدهٔ پنجم هجری

مولانا عبدالرحمن جامی، شاعر سدهٔ نهم هجری

امام فخر رازی، شاعر سدهٔ ششم هجری

کمال‌الدین بهزاد، نقاش و مینیاتوریست عصر تیموریان

غیاث‌الدین نقاش، نقاش و مینیاتوریست عصر تیموریان

امیر علیشیرنوایی، دانشمند و شاعر عصر تیموریان

میرعلی هروی، خوشنویس عصر تیموریان

مولانا حسین واعظ کاشفی، واعظ عصر تیموریان

میرخواند، مورخ عصر تیموریان

گوهرشادبیگم، همسر سلطان شاهرخ تیموری، یکی از زنان نیکوکار و نامدار

معین الدین شاهرخ تیموری، از بزرگترین پادشاهان تیموری و شاهی هنرپرور و ادب دوست

شاه عباس یکم، نامدارترین شهریار دوران صفوی

ساتی‌برزن، والی هریوا، در عصر داریوش سوم، آخرین شاهنشاه هخامنشی

خواجه محمد ابوالولید، واعظ سدهٔ سوم هجری

خواجه علی موفق بغدادی، شاعر سدهٔ سوم هجری

فوشنجی هروی، عارف سدهٔ چهارم هجری

شهزاده قاسم، از نوادگان پیامبر اسلام

شهزاده عبدالله، از نوادگان پیامبر اسلام

سلطان آغا

خواجه غلطان ولی، استاد خواجه عبدالله انصاری

ملا ناسفنج

سید عبدالله مختار، از بزرگان مشایخ هرات

ابوعبدالله هروی، از مشایخ تصوف

سیفی هروی، مورخ سدهٔ هشتم هجری و مؤلف تاریخ‌نامه هرات

استاد محمدعلی عطارهروی، خوشنویس معاصر

استاد سعادتملوک تابش، شاعر، نویسنده و بیدل شناس

استاد براتعلی فدایی هروی ملقب به شیخ الشعراء، شاعر

صابر هروی، نویسنده و پژوهشگر

محمد کریم هروی، دوتار نواز

استاد مشعل، مینیاتوریست

سیدای کرخی، شاعر

نادیا انجمن، شاعر

اقتصاد و بازرگانی 

هرات به علت داشتن مرز با مشترک با دو کشور جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ترکمنستان و دارا بودن دو بندر مهم اسلام قلعه در غرب و تورغندی (سیاه تپه) در شمال به مرکز اصلی تجارت و کسب و کار افغانستان تبدیل شده‌است.

اجناس وارداتی از کشورهای ایران و ترکمنستان در این شهر ارزانتر است، شهرک صنعتی هرات از بودجه گمرک هرات توسط اسماعیل خان بنا شد، دهها کارخانه تولیدی در این شهرک مشغول تولید اند..مواد غذایی، ۲ .پلاستیک ۳ .قـنـد و شکلات ۴ .شرکت‌های پلی واتلین ۵، مصالح و اجراات ساختمانی ۶ صنایع چوب ۷ نوشابه سازی ۸ رنگ سازی و مواد شیمیائی ۹ بسته بندی و مونتاژ موتورسیکلت ۱۰ برق رسانی ۱۱ سنگبری ۱۲ فلزکاری و فلزات ۱۳ پوست و چرم

گمرک هرات به عنوان یکی از بزرگترین منابع در آمد دولت افغانستان بشمار می‌رود.

محصولات کشاورزی

انگور هرات از شهرت بسیاری برخوردار است. نظامی سمرقندی در چهارمقاله می‌گوید: «... و در سواد هری صد و بیست لون انگور یافته شود هر یک از دیگری لطیف تر.» مشهورترین اینها انگور فخری، لعل، کشمشی، عسکری، حسینی و مانند آنهاست. اولین انگوری که می‌چینند و به بازار می‌آید «رَوچه» نام دارد. بخش‌های کوچک یک خوشهٔ انگور را در زبان گفتاری «تلیس» می‌گویند و چوب یا سیخی که از خوشه پس از خوردن انگور می‌ماند «خجوم» می‌گویند. هرات در قدیم بدلیل داشتن انواع انگور مرغوب یکی از مراکز شراب (می) سازی در جهان محسوب می‌شده‌است.

از میوه‌های هرات می‌توان انواع انگور از قبیل:انگور فخری، انگور لعل، انگور کشمشی، انگور عسکری، انگور پوشنگی، انگور حسینی، انگور روچه، انگور لوغی، انگور صاحبی، انگور کس نداره، انگور آبی، انگور مسکه، انگور شنگول خانی، انگورمیراحمدی _ انواع خربزه، انواع زردآلو، انواع انار، انواع بهی، انواع انجیر، انواع بادام، انواع توت، انواع شفتالو، انواع آلو، انواع هندوانه، انواع سیب، انواع ناک انواع گردو و انواع امرودو را نام برد.

شهرداری

شهرداری هرات شامل ۱۲ ناحیه‌است که اداره هر منطقه به عهده مدیر آن ناحیه‌است. شهردار هرات هم محمدسلیم تره‌کی است. شهر هرات دارای ده ناحیه‌است، که بر اساس اعداد از ناحیه یک الی ناحیه ده نامگذاری شده‌اند. معروف‌ترین مناطق شهر هرات در ناحیه شرق شهر، جکان و نو آباد، در مرکز شهر چهار راهی مستوفیت، شهر نو، در شمال شهر قول اردو و منطقه تخت صفر، در غرب شهر درب ملک و برامان و در جنوب شهر بکر آباد، درب عراق و درب ملک هستند.

نمای شهر

شهر هرات به دو بخش تقسیم شده‌ است، شهر جدید هرات و شهر کهنه هرات، در شهر جدید در سال‌های اخیر خانه و منازل نو با سبک نوین ساخته شده‌است اما عموما تخریب خانه‌های شهر کهنه هرات مجاز نیست.

شهر جدید هرات امروزه مرکز اصلی شهر هرات و مناطق جنوبی و شمالی آن را تشکیل می‌دهد، مناطقی مانند بکرآباد به تازگی ایجاد شده‌اند، خانه‌های مدرن در مناطق شمالی شهر هرات نیز شهر جدید و کهنه هرات را به دو چهره متفاوت از یک شهر تبدیل ساخته‌است. امروزه بیشترین گسترش شهر هرات به سوی جنوب و شمال غرب بوده است.

شهر کهنه هرات مساحت سطحی آن به یک کیلومتر مربع بالغ می‌شود و در ۶۲ درجه ۲۰ دقیقه طول شرقی و۳۴ درجه و ۴۵ دقیقه عرض شمالی واقع است. این شهر به چهار بخش مستقیم تقسیم می‌گردد.

محله قطب چاق: که از طرف شمال از دروزاه ملک شروع و به چهار سوق منتهی می‌شود.

محله خواجه عبدالله مصری که بازار خوش در آن بخش باقی بوده واین بازار از طرف مشرق شهر شروع به چهارسوق انجام میبابد.

محله باردرانی‌ها و بازار عراق که از طرف غرب آغاز وبه چهار سوق وصل می‌گردد.

محله برج خاکستر که بازار قندهار در آن واقع واز طرف جنوبی شهر شروع شده و به چهارسوق می‌رسد.

شهر کهنه هرات دارای دکان‌ها و خانه‌هایی با معماری‌های کهن و دالان‌های تو در تو است که سالانه تعداد زیادی از این مناطق دیدن می‌کنند. چندی قبل وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان گفت ادامه احداث ساختمان‌های جدید در شهر کهنه هرات، به آثار تاریخی این شهر آسیب‌های جدی وارد می‌کند. در شهر هرات، کمیسیونی مرکب از نمایندگان برخی ادارات دولتی، برای حفاظت از آثار تاریخی و باستانی این شهر تشکیل شده‌است. این کمیسیون، هم اکنون بر بازسازی شهر کهنه هرات توسط بخش فرهنگی بنیاد آقاخان، نظارت دارد.

به گفته مقامات دولتی در هرات حتی برای احداث ساختمان‌های یک طبقه و دو طبقه هم اجازه نیست.

 توصیف فرهنگ وتمدن هرات برگرفته از ویکی پدیا.

نوشته شده در 2012/4/28ساعت 22:59 توسط ح.م| |


                                              

چه بنامیم تو را؟

دلمان گم شده در مضمونت

همه در بند نگاه توایم

ای سبزترین سبز

نجیب

وتو موزو نترین شعر بلند ازلی

که همی ساز شود با تو،هر پرده ی موسیقی دلهای غریب

زچه بر پا شده است؟

منزل عشق وآیینه ی عرفان شما

همگان محو تماشای تو!

بانوی دو عالم

زهرا(س)

وتو بین در ودیوار سیاه ظلمت

خطبه ی صبر وحدیث غم جانسوز علی(ع)

می خوانی!

چه بنامیم تو را؟

تو سروشی که مرا

به بلندای نماز سحری میخوانی

تو چو یک خلسه ی زیبا وقشنگ

که توسل بر تو

آب بر آتش اندوه من است 

شعر هم گم شده در مضمونت

چه بخوانیم تو را؟

چه بنامیم تو را؟ 

                                                                                                                           09.04.2012

نوشته شده در 2012/4/22ساعت 3:32 توسط ح.م| |

اضطراب عجیبی وجود زن را فرا گرفته بود طوری که حاضر بود

 برای فرار از این تشویش کشنده خود را به داخل دره های

 بین راه پرت کند به راهش ادامه میداد ولی اندیشه اش

 پر از پسرش بود پسرک چشم سبزی که هشت سال پیش

 در ازدحام فقر ونامرادی از بطنش متولد شده بود یعنی

 به این سادگی حاصل رنج هشت ساله اش را از دست داده بود،

نه نمیتوانست باور کند!

صدای آلوده با خشم مرد راهنما او را از داغهای دلش جدا ساخت.

- حرکت کنید...چیزی به پایان راه نمانده است.

اشک در چشمانش جا خشک کرده بود و تاولهای کف پاهایش می

 سوخت ولی نه به اندازه ی دلش که داغ تازه ای را تجربه میکرد.

لنگ لنگان خود را به مرد راهنما رساند وگفت:

تو را به خدا،جوابم را بده

مرد گفت:نترس خواهر پسرت پیدا میشود

ولی زن نمیتوانست به گپهای مرد اطمینان کند به راهش ادامه

 میداد ولی با بیقراری..

سپیده زده بود همسفران خسته وغمگین از او سوال میکردند

-خواهر پسرت پیداشد؟

نه....نه

- غصه نخور شاید با گروه قبلی به مقصد رسیده باشد

با رسیدن صبحی دیگر اتاقکهای کاهگلی دهکده از دور دیده میشد،

همه خسته ولی خشنود از رسیدن به طرف اتاقها دویدند.

زن برای پیدا کردن پسرش به تمام اتاقها سرک میکشید ولی هر چه

 بیشتر میگشت کمتر می یافت،قلبش داشت از جا کنده میشد آیا

 می توانست دوباره در چشمان سبز ودرشت پسرش نگاه کند.

 ناگه صدای خشن مرد راهنما او را به خود آورد.

-خواهر..دنبال من بیا..

دنبال مرد راه افتاد و به  اتاقی که با فاصله از اتاقهای دیگر بنا

 شده بود رفتند.

 داخل شد پسرکش در گوشه ی اتاق آرام آرمیده بود زن به 

طرفش دوید او را در آغوش گرفت وهای های گریست خاک

 را سجده کرد و خدا را شکر کرد که در راه فرار از دردهای

 جنگ وپناه بردن به غربت کمکش کرده ومحافظ فرزندش

 بوده است.

- مرد راهنما که شاهد تمام این صحنه ها بود،انگشت اشاره اش 

را به طرف پسرک جوانی گرفت وگفت:این جوان تمام راه پسرت 

را کول کرده وتا اینجا رسانده است.

جوانک پانزده سال بیشتر نداشت و همتش قابل تحسین بود.

زن به طرف جوان هموطن رفت چون مادری مهربان دستش را بر

 شانه ی پسرک گذاشته گفت:آفرین بر همت وغیرتت، تو یک 

انسان واقعی هستی.

مطمئن باش که دعای یک مادر همیشه توشه ی راه توست من در

 کمال یاس ونا امیدی بودم وتو فرزندم را به من باز گرداندی

 وشادی دو عالم را به من بخشیدی برو که همیشه

 خدا نگهدارت باشد.

  

نوشته شده در 2012/4/15ساعت 23:28 توسط ح.م| |

قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت